بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
عزيز دل مامان و بابا اين چند روز مشهد بود بابايي برد مشهد تا هم ماماني يه اب و هوايي عوض کنه هم پرنسسمون اولين سفر زيارتيش رو تجربه کنه,خيلي خوب بود دست بابايي درد نکنه .روز اول از شلوغي حرم ترسيدي ونذاشتي زياد بمونيم ولي شب دوم يکي از صحنهاي خلوت نشستيم شمام حسابي اتيش سوزوندي کلي ادم جمع کردي دورت,کلي شيطنت کردي از مهر جمع کردن بگير تا بغل کردن پسر کوچولوها.
نویسنده :
رضا وساغر
20:59
بدون عنوان
بدون عنوان
خسته نشي پرنسس مامي ,کمک خواستي در خدمتيم ... ...
نویسنده :
رضا وساغر
2:55
بدون عنوان
بدون عنوان
کادوي مرواريداي خوشگل دخترمون از طرف مامان وبابا ...
نویسنده :
رضا وساغر
2:51
اولين قدمهاي پرنسس
عزيز دلم ديروز اولين قدمهاتو بدون کمک مامان و بابا برداشتي يه ۵قدمي اومدي سمتمون ما هم ذوق زده شديمو کلي تشويقت کرديم خوشحال ميشدي فوري مينشستي خودتو تشويق ميکردي کلي ذوق کردي واسه راه رفتنت دوست داشتي تکرار کني کلي هم تکرار کردي وقتي تشويقمونو ديدي ايشالله زوده زوده زود بتوني بدون کمک خودت راه بري وقدمهاي بزرگتري توو زندگيت ورداري نفسم.بوووووووس
نویسنده :
رضا وساغر
2:48











